دانشجویان عمران دانشگاه یزد 90
دانشجویان عمران ورودی 90
فقط ۱% جمعیت دنیا رو داریم، اونوقت ۳۰% کشتههای سوانح هوایی دنیا ایرانیاند، مملکته داریم؟ یک شنبه 18 تير 1391برچسب:, :: 21:23 :: نويسنده : سیده فاطمه باغی به تصویر زیر دقت کرده، آرامش خود را حفظ کنید و با کمال خونسردی به سوالات زیر پاسخ دهید:
1-حدس بزنید این موجود ناشناخته که از پاکت بستنی خارج شده چیست؟ 2-شباهت بین تصویر سمت راست و چپ چیست؟(ذکر یک نمونه کافی است) 3-پاندا اصولا چه موجودی است؟ 4-عکس روی پاکت بستنی نشانه چیست؟ نتیجه:با توجه به این که هنور نسبت این موجود با پاندا شناخته نشده و بر همگان روشن نیست لذا به محض اعلام نتایج کارشناسی به اطلاع علاقمندان خواهد رسید. سه شنبه 6 تير 1391برچسب:, :: 18:46 :: نويسنده : سیده فاطمه باغی گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم
گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى
گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!
گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟ گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى
گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز
گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده
گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟ گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟ گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش
گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره گفتا: شده پرستار یا منشى اداره
گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
ادامه مطلب ... یک شنبه 4 تير 1391برچسب:, :: 1:5 :: نويسنده : مهسا بخشش آخرین ورژن دعای آخرتم برای حل مشکلات: شنبه 3 تير 1391برچسب:, :: 1:56 :: نويسنده : مهسا بخشش چهار شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 21:29 :: نويسنده : سیده فاطمه باغی حالا هي استاتيك بخونين!!!!
جالب اینجاست که استیو جابز تو سخنرانیش تو مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد آمریکا گفت:
"نیمه کاره ول کردن دانشگاه بهترین تصمیم عمرم بوده و هست."
جمعه 22 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:27 :: نويسنده : مهسا بخشش ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم : عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمونی داره توله سگ…
چقدر خوب میخونه بد مصب…
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف خیلی کارش درسته…
دوستت دارم وحشتناک…!
اما وقتی میخوایم فحش بدیم:
برو شازده…
چی میگی مهندس…
آخه آدم حسابی…
دکتر برو دکتر…
چطوری آی کیو؟
به به! استاد معظم!
کجایی با مرام؟
باز گلواژه صادر فرمودی؟
شنبه 19 فروردين 1391برچسب:, :: 11:32 :: نويسنده : سیده فاطمه باغی کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمون ها هم کلاه ها را به طرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد. یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 22:53 :: نويسنده : مهسا بخشش شب شده فوتبالیاش خواب ندارن ~~~~~ کاری بـــــا آفتاب و مهتاب ندارن
واسه انتظار دیگـــــــه تاب ندارن ~~~~~ میگن این برنامه ها صاب ندارن؟
"عادل" امشب واسه چی دیر اومده؟
بچه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
بحثـــــای داوری غوغــا می کنه ~~~~~ "فنایی" فیلمـــو تماشا می کنه
بازیکن خطاشـــو حاشا می کنه ~~~~~ اسلوموشن اونــو رسوا می کنه!
این کجاش تکله ، پسر جان ، لگده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این از اون یه حرف زشتی شنیده ~~~~~ "نصرتی" رو سـاق "بنگــــر"پریده
"کاظمی" گیسای "شیثو "کشیده ~~~~~ خطــــا رو "مـــرادی" گیرم ندیده
کمکش آخ چــــــــــرا پرچم نزده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
وقتی داور یه کم آسون می گیره ~~~~~ دفاع از هافبکه نیشگـون می گیره!
جلوی چشمو یهو خون می گیره ~~~~~ یهو مصدوم پا میشه جون می گیره
دوربین اون بالا تـــــــو کــــار رصده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
دوربینش شکـــــارچـی حواشیه ~~~~~ گاهی هم مشغــول دونه پاشیه
فکر نکن تــــــو این زمینه ناشیه ~~~~~ وقتی که میره ســـــراغ حاشیه
ده تا هم روش میذاره، گاهی صده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
توی تمرین "خطیبی" قدری شله ~~~~~ "واحـــدی" این روزا قــدری تپله
کار "شیری" روی "طالب لو" فوله ~~~~~ نه قبول نیس آقــا ،کی گفته گله؟
همــــــــه دیدن گله مردوده، رده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
ســـــر تیم مـــــا رو پخ پخ بریدن ~~~~~ ســـــه تایی رو گلـــــــر ما پریدن
فحشمـــون دادن و مردم شنیدن ~~~~~ اینکه شش تــــــا گل ما رو ندیدن
همش از روی لجــــــــه یا حسده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این میگه: من تو رو افشا می کنم! ~~~~~ اون میگه: مشت تو رو وا می کنم!
اگــــه دعـوا داری دعـــوا می کنم ~~~~~ یه گزارش واســـــه فیفا می کنم
مواظب باش تــــوی دستم سنده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"فیروز" این ور نداره عصب-مصب ~~~~~ پریده روی هوا ســـه چار وجب!
"جلالی" افتــاده تـــوی تاب و تب ~~~~~ تو لکــه "بیژن ذوالفقــــــار نسب"
بحث "فرهـاد" و "امیـر" و "صمده"
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"مس کرمان" شده فکّش پیاده ~~~~~ "سایپـا" هی باخته ولی وا نداده
"صبا باتری" میگـه شارژم زیاده~~~~~ "راه آهـن" ســــرور برج میلاده!!
"اکبر آقــا" کارشو خـــــــــوب بلده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
روی سکّو یکی معقول می شینه ~~~~~ بازی رو محترمــــــــانه می بینه
اون یکی -اونکـــــه اراذل ترینه ~~~~~ پشت هم ترقه هـــاش تو زمینه
اونیکه ســـــــــوراخه انگار خرده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
اگه تیمش ببـــازه خـون می کنه ~~~~~ ولوله تـــــــــوی خیابون می کنه
دل مردم رو پریشـــــون می کنه ~~~~~ خط واحد ها رو داغـــون می کنه
این تماشاگـــــــــــره یا دیو و دده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
چفدَر فوتبــــال مــــا هــای لِوِله ~~~~~ تیم ملی تــــــــوی کوچه ها وله
کشتی فدراسیون تــــــــوی گله ~~~~~ چش بــــه راه ملــــــــــوان زبله
توی این دریـــــــا عجب جزر و مده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
همه ی برنامـــه ها باد هــــــوا ~~~~~ شده فوتبــــال یه مریض بی نوا
رودلش هزارتـــــــــا درد بی دوا ~~~~~ ما میگیم امّـــــــا کو گوش شنوا
"بوالفضول"! گیر نده ، این کارا بده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 21:21 :: نويسنده : مهسا بخشش مرکز آموزش بزرگسالان برگزار میکند کلاس ١ کلاس ٢ کلاس ٣ کلاس ٤ کلاس ٧ کلاس ٨ کلاس ٩ کلاس ١٠ جمعه 22 اسفند 1390برچسب:, :: 23:8 :: نويسنده : مهسا بخشش اهداف تربیتی: جهت تقویت آن بخشی از مغز که از وجودش بی خبرند
واحد اول: دروس پایه ای زندگی زناشویی: واحد دوم واحد سوم:اوقات فراغت واحد چهارم :آشپزخانه جمعه 19 اسفند 1390برچسب:, :: 23:59 :: نويسنده : مهسا بخشش
جمعه 5 اسفند 1390برچسب:, :: 1:21 :: نويسنده : مهسا بخشش رستوران و نهارخوری دانشگاه هاروارد نهارخوری (غذاخوری) دانشگاه آزاد اسلامی چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 23:35 :: نويسنده : مهسا بخشش
![]() ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
نسخه ایرنی این شعار:
چهار شنبه 3 اسفند 1390برچسب:, :: 21:24 :: نويسنده : سیده فاطمه باغی آخرین مطالب پيوندها |
||
![]() |